|
ღ♥ღ**ღ♥ღابر هانباریده اند اما...ღ♥ღ**ღ♥ღ
دوستای گلم من از امروز اینجام www.mina-girl75.blogfa.com
به دلیل اینکه وبم قات زده بود و هر قالبی میذاشتم هنگ میکرد از امروز بیاید به این وب که تازه درست کردم دوستتون دارم پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 :: 20:12 :: نويسنده : مینا پشت خالی شدن یک بغض داغ گره بسته
که بر صخره ها می کوبد،می خروشد و باز آرام می گیرد در بی کرانه ها و آسمان ها در نرمی و لطافت ملودی یک آهنگ در بوی نم خاک در غلتیدن قلوه سنگی ته جویبار در رایحه ی خوش یک گل میخک سرخ در این روزهای بارانی هنوز هم رازی نهفته است،آری تقدس شیرین اسیری عشق زیر تپش جریان زندگی،که هنوز هم جاریست که هنوز هم،در انتظار یک نگاه سرشار تو پنهان است در واژه ای ناب پشت دروازه های بسته قلبی که هنوز هم میتپد... مقدسی به نام عشق و...
تو دوست دارم. من زندگی را در عشق .عشق را در قلب..و قلب را به خاطره اینکه آشیانه توست دوست دارم.من اندوه را در اشک ..اشک را در چشم وچشم را به خاطره دیدن روی تو دوست دارم.من عشق را در سکوت ..سکوت را در تنهایی ..تنهایی را به خاطره تپیدن قلب.. تپیدن قلب را برای تو دوست دارم
منتظر نظرای قشنگتون هستم سه شنبه دهم آذر 1388 :: 22:34 :: نويسنده : مینا لحظه های عشق یه باغ پرگله،یه آسمون پر ستارست،بارونیه که کویر تنهایی رو سیراب می کنه،مثل نسیم صبحگاهی هی می مونه،آدم با باد خنکش از خواب بیدار میشه!هزاران لحظه نصیبتان باد...!
ای کاش،به جای اشک هایت بودم که از گونه هایت سرازیر می شدم منتظر نظرای قشنگتون هستم سه شنبه سوم آذر 1388 :: 22:48 :: نويسنده : مینا
زندگی زیباست وقتی یک دوست در آن باشد دوست زیباست وقتی بامعرفت باشد...
بر خاک بخواب نازنین تختی نیست/آواره شدن حکایت سختی نیست/از یکی اشک های خود فهمیدم لبخند همیشه راز خوشبختی نیست عشق مانند آسمان است,گاهی صاف است و شاد.گاهی غمگین است و بارانی... تبسم شیرین عشق گوشه ای از نگاه خداست;تنها به نگاه او می سپارمت بازم منتظر نظرای همیشه قشنگتون هستم سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 :: 18:10 :: نويسنده : مینا
اما برای دوست داشتنت وسعت تمام دنیا را در اختیار دارم می توانم تو را آنقدر دوست بدارم که همه باور کنند حق من در زندگی تو بودی که به ناحق از من ربودند این تنها افتخار منه که هیچ کس تو رو به اون اندازه ای که من می پرستم و دوست دارم دوست نداره... همیشه دردناک ترین لحظات به دست کسانی ساخته می شه که آرام ترین و زیبا ترین لحظات را برای تو ساختن... وقتی خاطره آدم زیاد می شه دیوار اتاقش پر از عکس می شه اما همیشه دلت واسه اونی تنگ می شه که نمی تونی عکسشو به دیوار بزنی... ابرها نباریده اند اما...خیابان ها خیس اندشاید کسی در تنهایی خویش گریسته است و دنیا چقدر کوچک است منتظر نظرای قشنگتون هستم... پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 :: 23:41 :: نويسنده : مینا
۱-اشکی که خشک می شود ۲- لبخندی که محو می شود ۳- یادی که می ماند و فراموش نمی شود... فراموشم نکن،فراموشت نخواهم کرد،تو در دل آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد... ما هیچ وقت به دست نمی آوریم چیزی را که می خواهیم.هیچ وقت قانع نیستیم به چیزی که به دست می آوریم.هیچ وقت نداشته ایم چیزی را که دوست داریم.اما هنوز زنده ایم،هنوز عاشقیم،هنوز امیدواریم و می خندیم.زندگی یعنی این... من همان قاب تهی خسته و بی تصویرم،که برای تو و تصویر دلت می میرم... من در این خلوت خاموش سکوت اگر از تو یادی نکنم،می شکنم... همیشه نگاهی را باور کن که گرچه از تو دور است ولی همیشه به یاد توست...
اینم از آپ امروز بازم منتظر نظرای قشنگتون هستم جمعه پانزدهم آبان 1388 :: 12:48 :: نويسنده : مینا دوشنبه یازدهم آبان 1388 :: 18:53 :: نويسنده : مینا سلام خوفین؟چه خبر درسا خوبه؟
سیمای کدام یک از رویاهایت را بر امتداد مردمک چشمم با رنگ خیال نقاشی کنم تا تو به دیدارم بیایی؟...به گورستان خاطراتم قدم بگذار و بر سر مزار عشق و احساس دفن شده ام گل سرخی بگذار تا بفهمم هنوز هم به یادم هستی... چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:
منتظر نظرای قشنگتون هستم پنجشنبه هفتم آبان 1388 :: 23:6 :: نويسنده : مینا سلاااااااااااام خوفین؟
دستم را بگیر...بگذار از گذرگاه های پر از دره و مرگ بار انتظار رهایی یابم تنها تو کنارم بمان و شب های سردو بی مهتابم را با شباویز های سرمست عشقت روشن کن و با حرارت نگاه و قلب معصومت اتاق سرد و تاریک دلم را گرمایی دوباره ببخش.فقط یک بار دیگر به دیدارم بیا تا سوگند یاد کنم شیشه رویایی عشقت را در قفسه قلبم محفوظ نگه می دارم...به دیدارم بیا تا در نگاه بی قرارم شکوه عشق را ببینی... دنیا به من یاد آوری کرد کسی را که دوستش دارم تحمل کنم اما وفا به من یاد داد هرگز کسی را که دوستش دارم فراموش نکنم... خب دوستای گلم امیدوارم از آپ خوشتون اومده باشه سه شنبه پنجم آبان 1388 :: 18:10 :: نويسنده : مینا سلاااااااااااااااام به بزرگی خودتون ببخشید این آپ من فقط حرف زدم سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 :: 19:2 :: نويسنده : مینا درباره وبلاگ ![]() روز اول خیلی اتفاقی دیدمت روز دوم الکی الکی چشام به چشمت افتاد هفته بعد دزدکی بهت نگاه کردم ماه بعد شانسی به دلم نشستی و حالا سالهاست یواشکی دوست دارمღ♥ღ پيوندها |